عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
244
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
من ) مىداند بيشتر است » . و احنف بن قيس « 9 » گفته است : « چه بسا بردباريى كه از ترس بردباريى سختتر بر خود هموار ساختم » وى مىگفت : « بردبارى را براى خود يارىكنندهتر از مردان يافتم » وى روزى گفت : « بردبارى را از قيس بن عاصم المنقرى « 10 » آموختم ، هنگامى كه وى در حياط خانهاش نشسته و جامه به تن گرفته بود ، گروهى نزد او آمدند كه در ميان ايشان كشتهاى و مرد دست بستهاى بود ، به او گفته شد : « اين پسر توست كه پسر عمويش او را كشته است » پس به خدا سوگند عاصم جامهاش را نگشود تا گوينده از سخنش فراغت يافت ، آنگاه به پسرش كه در مجلس حاضر بود روى آورد و گفت : « برخيز و بند از پسر عمويت بردار و برادرت را به خاك بسپار و صد شتر براى مادرش ببر كه وى زنى بيگانه است » ، سپس اين شعر را خواند : [ از بحر سريع ] 673 انّى امرؤ لا يطبى حسبى * دنس يغيّره و لا افن « 11 » 674 من منقر فى بيت مكرمة * و الغصن ينبت حوله الغصن 675 خطباء حين يقول قائلهم * بيض الوجوه اعفّة لسن « 12 » 676 لا يفطنون لعيب جارهم * و هم لحفظ جواره فطن « 13 »
--> ( 9 ) - او احنف بن قيس المنقرى التميمى يكى از بزرگان زيرك و فصيح است ، و در صفت بردبارى به او مثل زده مىشود ، سال 72 ه وفات يافت ، ( طبقات ابن سعد ، ج 7 ، ص 66 ، و وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 230 ) ( 10 ) - او قيس بن عاصم بن سنان ، شاعر دلير و اسب سوار بردبار است ، روزگار جاهليّت و اسلام را درك كرد . ( الاغانى ، چاپ دار الكتب ، ج 14 ، ص 69 ) ( 11 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در شرح ديوان الحماسة ، ج 4 ، ص 1588 ، و مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 220 چنين است : انّى امرؤ لا يعترى خلقى * دنس يفنّده و لا افن ( 12 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در الحماسة و مجمع الامثال به اين روايت نقل شده است : خطباء حين يقول قائلهم * بيض الوجوه مصاقع لسن ( 13 ) - در نسخه اصل چنين است ، امّا در مجمع الامثال « و هم لحسن جواره فطن » ضبط شده است .